عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )
119
سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )
تومان پول روضهخوانى مسقط را كه از ديوان مقرّر است ، مىخورد و زندگانى مىكند . با هزار تومان حاصل املاك عيالش و هرگاه عقل معاش داشته باشد مىتواند بهطور خوب به راحت زندگانى بكند ولى پريشان است و تنخواه قرض مىكند تومانى يك عباسى و اسباب كهنهء فرنگىها را در حراج « 1 » مىخرد براى زينت اطاق . امروز چهارشنبه 9 [ شعبان ] طرف عصر قونسل انگليس ، كلنل راس ، آمد به ديدن جناب نظام السّلطنه و خواهش نموده بود كه حقير هم حاضر باشد . قدرى هم به فرانسه صحبت داشت و اينكه تجّار ما در اهواز هرگاه كارشان پيش نرود دلتنگ مىشوند . بعد از رفتن او در خدمت جناب نظام السّلطنه و نوّاب نوذر ميرزا در جاليبوت نشسته قدرى در روى خليج راه رفتيم و معلوم شد كه فردا روز پنجشنبه دهم [ شعبان ] موكب همايونى حركت خواهد نمود . امروز پنجشنبه [ دهم شعبان ] رفتيم به ديدن حاجى احمد خان . وضع فرنگىمآبى داشته از مبل « 2 » اطاق و غيره و عمارت خوبى و چند نفر قراول و هنوز غليانى كه هر دفعه دو قران تمام مىشود . امروز جمعه 11 [ شعبان ] صحبت از رفتن حقير شد . جناب نظام السّلطنه سئوال نمودند كه : به چه قسم مىرويد ؟ عرض كردم كه [ تا ] حالا مالهاى سوارى نرسيد [ ه ] نمىتوان زياد منتظر شد ، ناچار كرايه مىكنيم مثل مأمورين كه به قاطر مىنشينند ، مىروم . اين شخص بزرگوار اين قدر همراهى نكردند ، اقلّا به تعارف زبانى هم ، كه چند مال به شما امانت مىدهم سوار شويد و به اين خفّت حركت نكنيد . آسمانست « 3 » آنكه گه عزت دهد گه خوار دارد چرخ بازيگر از اين بازيچهها بسيار دارد . آسمان است آنكه گه عزت دهد گه خوار دارد * چرخ بازيگر از اين بازيچهها بسيار دارد على محمّد خان ، حاكم بلوك دالكى ، گماشتهء نوّاب معتمد الدّوله ، از اين واقعه اطّلاع به هم رسانيده ، به حال ما متأثّر شده كاغذى نوشت كه مال سوارى و قاطر همه قسم حاضر است . چرا قاطر كرايه كردهايد ؟ عذر خواستيم و اظهار امتنان نموديم . امشب شنبه 12 [ شعبان ] نوّاب عبد العلى ميرزا ، پسر نوّاب نوذر ميرزا ، رئيس تلگرافخانهء بوشهر ، آمد اظهار نمود كه جناب نظام السّلطنه در باب مخابرات تلگرامى خودشان كه قريب
--> ( 1 ) . در نسخهء خطّى : هراج ( 2 ) . در نسخهء خطّى : موبل ( 3 ) . ظاهرا ضبط « روزگارست » به جاى « آسمانست » در اين بيت اشهر واصحّ است .